بچه که بودم...
کودک که
بودم
دردهای کوچکم را هم
، بغض می کردم
تا دیگران دورم جمع
شوند
و با آرامش گریه را
بهانه ای برای "بیشتر دوست داشته شدن" کنم.
بزرگ که شدم اما
،
بزرگ ترین درد هایم
را هم خوردم
تا از بغضی که هر
ثانیه گلویم را میجود
کسی نیاید و نگوید
:
"باز چه مرگت شده
است ؟"
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 18:40 توسط taha
|