دو تا رفیق بودند همیشه با هم شراب میخوردن يكيشون میمیره چند وقت
بعدش اون یکی...
میره مِی خونه به ساقی میگه 2 پیک بریز ساقی میگه چرا 2 تا؟ میگه یکی
برا خودم یکی
به یاد رفیقم. 1 سال بعد وقتی میره مِی خونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛
میگه رفیقتو
فراموش کردی؟ میگه نه، خودم توبه کردم میزنم به یاد رفیقم ...
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:27 توسط taha
|